پرتو فروزان شعر کرمانشاه / دکتر علی سهامی

 

برای خاموشی شمع وجود ِعلی اشرف نوبتی ، متخلص به ” پرتو” بار دیگر دری به دریغا می گشاییم.  پرتو شاعری توانمند و خوش آوازه در سطح ملی است که شعرهایش در زبان کُردی و فارسی زبان زد خاص و عام اند.

وی بر ادبیات کهن احاطه داشت و با بهره گیری از نازک خیالی و طبع خدادادی خویش در پرورش معانی و خلق مفاهیم شاعرانه از سرآمدان روزگار خود به شمار می آمد ، پرتو در سرایش شعر کُردی و بهره گیری از اوزان عروضی به قالب غزل کُردی که در جغرافیای استان کم سابقه و زیر سیطره و سایه ی اشعار هجایی بود در واقع جان تازه ای بخشید
اگر یکی از ملاک های موفقیت هنری شاعر ، رسوب شعر در ذهن و زبان مردمان هم عصرش باشد بی گمان پرتو از این امتیاز به بهترین وجه بهره برده است به گونه ای که امروزه بسیاری از ابیات و غزلهایش مثل مطلع های : ” آواره گه ی بی چاره گه ی ، بی خانمانم ارمنی….” برشن دواره برشن ، ساقی دلم که واووه” …. نه تنها ذکر لب های مردمان کُردنشین است؛ بلکه همراه با موسیقی و آواز به نغمه های نغز و دلکش اشعارش گوش جان می سپارند .
پرتو گاهی با شعرش، در نقش یک اصلاح گر اجتماعی به مقابله با رذایل اخلاقی از جمله ریا و تزویر می پردازد و حافظ وار از تازیانه ی شعرش برای بهبود اوضاع جامعه استفاده می نماید.
( شعر ما “پرتو” در این آشفته بازار ِ ریا / همچو تشریفی است که آویزند بر بالای هیچ )

پرتو که سالیان پایانی در کنار دوست فرهیخته و اهل فضل و ادبش، استاد یداله بهزاد، عنقا وار گوشه عزلت انتخاب نموده بود ؛ بر خلاف ابنای زمانه خیلی تمایل به دیده شدن نداشت و در محافل و جشنواره ها شرکت نمی کرد . براستی این دو دوست شاعر به مثابه دو ستون استوار شعر کرمانشاه به شمار می آمدند و هرگاه دست به قلم می بردند برخلاف نگاه ساکت و آرامشان طوفانی از کلمات بر می انگیختند
دریغا!
اگر چه مرگ به ناگزیر پرتو شمع وجودشان را خاموش نمود امّا خورشید ِ شعرشان همچنان در آسمانِ ادب این کهن دیار، بی دریغ پرتو افشانی خواهد کرد .
در فرجام با طلب غفران الهی برای این شاعر شیرین سخن، همنوا با پیر بینا دل ِ سمرقند سوگمندانه مرثیه خوان “پرتوی” می شویم که : ” از شمار ِ دوچشم، یک تن کم / وز شمار ِ خرد هزاران بیش “

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.