روان جامعه نیازمند شادمانی عمومی است / دکتر نیره مردی

 

جهان در طی سالهای اخیر چنان با رنج و ناملایمات ناشی از کرونا درهم تنیده شده است که به نوعی زیست مسالمتآمیز با رنج و اندوه رسیده است و به نظر میرسد اگر این رویه ادامه یابد، تبدیل به سبک زندگی و حتی به نوعی درماندگی آموخته شده همگانی خواهد شد و چنین جامعه ای به سمت رکود ، استیصال و نابودی پیش خواهد رفت؛ جامعه ای که غم و رنج بر آن حکمرانی می کند و به سمت رفتارهای آسیب زا و نابودی از درون پیش می رود چرا که جامعه غمزده می تواند افکار منفی و در نتیجه هیجانات منفی تر و آسیب رسان ایجاد کند و در نهایت منجر به رفتارهای آسیب زای اجتماعی شود. از نظر روانشناسی علمی رویکرد رفتاری-شناختی، تمام تجربه های انسان دارای چهار بعد اثرگذار (شناخت، هیجان، رفتار ، فیزیولوژیک) است و این چهار وجه مهم بر روی هم تأثیرات متقابل و مستقیمی دارند. بنابراین جامعهای غمگین و رنجور نمی تواند افکار سازنده و مثبتی داشته باشد و در نتیجه رفتارهای سالمی نیز نخواهد داشت. به قول شاعر: (فردوسی)
چوشادی بکاهد، بکاهد روان
خرد گردد اندر میان ناتوان
از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت
انسان موجودی اجتماعی است و می توان ادعا نمود که در تنهایی و انزوای طولانی بیمار می شود و از بین می رود، زیرا انسان محصول رابطه است و در میان روابط ، رشد، تکامل و ترمیم می یابد و بدون روابط نمی تواند به حیات خویش ادامه دهد. بنابراین هرآنچه که در اجتماع و به صورت عمومی رخ می دهد اثرگذاری زیادی بر او دارد. رنج های مشترک و سوگواری عمومی و شادی و نشاط عمومی هیجانات عمیقی ایجاد می کند.
جامعه ما گاهی به شکل افراطی با شادی و شادمانی (مخصوصاٌ جوانان) سر عناد دارد و آن را کاذب و آسیبزا تلقی میکند و رابطه آن را با افزایش انگیزه ، کار و تلاش و فعالیتهای جدی معکوس می پندارد در حالی که جامعه به همان میزان و حتی بیشتر از آنچه به عزای عمومی و سوگواری بابت پذیرش رنجها و دردها نیازمند است، به ایجاد شادی و شامانی عمومی نیاز دارد.
در حال حاضر با جامعه ای عبوس و غمزده و پرخاشگر روبه رو هستیم که هم کاملا مشهود و ملموس است و هم آمار افزایش جرائم و آسیب های اجتماعی به خوبی نمایانگر این داستان هولناک اجتماعی است.
جامعه ای ناشاد با رفتارهای پرخاشگرانه که حتی از شدت خشم به سمت رویدادهای هنری سطحی و بیمایه و ضدهنجار و ضد فرهنگ بومی و ملی و ضد اخلاقی پناه میبرد. جامعهای که حاضر است بهای هنگفتی بابت کنسرت موسیقی که شامل مضامین غیراخلاقی( اخلاق جهانی، عرفی، اسلامی و…) است، بپردازد.
اما از موسیقی ارزشمند و معتبر ملی و بین المللی خود، آگاهی و استقبال چندانی نمی کند و ریشه این اتفاق از نظر روانشناسی می تواند استفاده از مکانیسم های دفاعی جبرانی ، به دلیل برآورده نشدن نیاز جامعه برای شاد زیستن باشد. چرا که شاد زیستن و داشتن آرامش و صلح و دنیایی فارغ از غم و خشم و جنگ و خشونت همواره آرزوی طبیعی و ذاتی بشر بوده و خواهد بود؛ آرزویی که در این عصر کرونایی به نوعی در حال گمشدن و فروپاشی است و شاید به همین دلیل است که افراد در همه زمینه ها به شکل افراطی در سطح حرکت می کنند و توان و حوصله عمیق شدن در مفاهیم مختلف را ندارند و این مسئله را در همه حوزه ها ( هنر و ادبیات و سیاست و اقتصادو علوم مختلف) می توان مشاهده نمود .
شادی و نشاط عمومی سرچشمه اصلی سلامت روانی جامعه و مقابله با مشکلات و آسیب های اجتماعی ، جرم، بزهکاری و اختلالات روانی است. شادمانی عنصر اولیه تحول و پویایی حیات اجتماعی بشر است. در جامعه شاد، تولید ، اشتغال ، اقتصاد ، سیاست و فرهنگ می تواند سالمتر و پویاتر باشد.
در جامعه شادمان و خرسند ، افکار سالمتر ، زبان و بیان گویا و مهربانتر و استعداد و خلاقیت شکوفاتر و بالندهتر است، بنابراین باید سیاستگذاری مسئولین مخصوصاٌ در ماه پایانی سال و شروع سال جدید در برگزاری جشن های ملی و اعیاد مختلف در رسانه ها (رادیو، تلویزیون، مطبوعات) همراه با خلاقیت بیشتر و باشکوهتر و در جهت ایجاد شادمانی عمومی باشد.
ایجاد محیط شاد و استفاده از رنگ در تزئین و چراغانی خیابانها و معابر و کوچهها و توزیع هدایا و ایجاد مکانهای تفریحی و استفاده از موسیقیهای بومی و محلی شاد و استراحتگاه و اقامتگاههای کم هزینه ، اجرای رقصهای محلی توسط هنرمندان، نمایشهای خیابانی شاد ، کنسرتهای خیابانی و برگزاری باشکوه جشنهای باستانی می تواند نقش بسیار پررنگی بر ایجاد شادمانی عمومی و حتی تقویت فرهنگ و رسوم و آیین های ملی داشته باشد.
جامعه غمزده و مأیوس محکوم به شکست و نابودی است، روان جامعه نیازمند تزریق شادی عمومی است، هر کدام به سهم خود شادی و امید را به جامعه بازگردانیم.

انتشار در هفته نامه صدای آزادی / شماره 634 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.