گفتگو با سیاوش کریمی هنرمند اسلام آبادی: وقتی در شهری فقر و بیکاری بیداد کند، روحیه‌ای برای توجه به هنر نمی‌ماند

 

 

 

اشکان میری- صدای آزادی: سیاوش کریمی یک جوان اسلام آباد غربی است. در سال 1363 در همین شهر و در یک خانواده‌ی متوسط متولد شده است. دوران نوجوانی یا همان زمان تحصیلات در مقطع راهنمایی علاقه خاصی به نقاشی وطراحی داشته و هنر برایش طیفی از زیبایی خاصی از نقوش و رنگها بوده. سال دوم راهنمایی چندین طرح زیبا ازاستاد فرشچان دیده و از آن پس، شیفته‌ی نگارگری شده است. با این دریچه‌ی آشنایی، به دنیای هنری او سر می زنیم و او را در کلامش بیشتر می شناسیم:

بگذارید با همین پرسش غیر منتظره شروع کنم: نگارگری یا مینیاتور؟ آیا این دو یکی هستند؟ از ریشه‌های تاریخی مینیاتور بگویید

ببینید! نقاشی یا نگارگری ایرانی، شامل آثاری ازدوره‌های مختلف اسلامی است که بیشتر بە صورت مصورسازی کتب ادبی، علمی، فنی و تاریخی و همچنین مکاتب مذهبی مشهود است. واژه مینیاتور که مخفف شده کلمه فرانسوی مینی موم ناتورال است، یعنی طبیعت کوچک وظریف! و از دوره قاجار وارد زبان فارسی شده است. بعد از مدتها واژه نگارگری برای نقاشی ایرانی استفاده می‌شد. به اعتقاد و نظر محققان هنر نگارگری در ایران تولد یافت و سپس به چین راه برد و از دوره ی مغولها به صورت تقریباً کامل تری به ایران برگشت و هنرمندان ایرانی تلاش بی شائبه ای صرف تکمیل ان کردند. زمانی بدلیل هجوم مغولها به ایران این هنر گرانبها به دست چینی ها افتاد کە در شاهنامه نیز به آن اشاره شده است. احتمال می رود ترکان سلجوقی باعث خروج این شیوه می باشند. وقتی ایرانیان شیوه‌ی نقاشی چینی را با دید خاص هنری خود تلفیق کردند و نمونه آن کاشی هایی است که در دسترس هستند. ازسوی دیگر نگارگران ایرانی هرگز پیوندهای خود را با شعر و فرهنگ و شیوه های بومی افسانه ای اساطیری قهرمان ملی درایشان بوده فراموش نکردند

البته نباید این نکته را هم از یاد برد که سرشت آدمی در تب و تاب رسیدن به آرامش و یک خوشحالی فراتر از شادی است و منشاء این یک استعداد و ذوق درونی انسان است و آن چیزی نیست به جز هنر؛ این واژه ی زیبا و منحصربفرد که در وجود انسان نهاده و باری از غمهای درونی ایشان را کاسته است. من ازدوران نوجوانی عشق وعلاقه ی ویژەای به طراحی و کشیدن خطوط بر روی کاغذ و تخته سیاه مدرسه داشتم. در این دوران بود که استعداد درونی‌ام را شناختم  و در دوران راهنمایی این جذبه بیشتر شد و با دیدن آثار زیبایی از استاد محمود فرشچیان در کتاب دوم راهنمایی بود که انگیزه گرفتم و به این سبک و هنر اصیل ایرانی ورود کردم.

همان طور که گفتید: در ایران مینیاتور را با استاد فرشچیان می‌شناسند. اگر بخواهید این چهره سرشناس را از دایره ذهنی خودتان معرفی کنید، چه خواهید گفت؟

صد البته در استادی و تبحر استاد فرشچیان شکی نیست. او از بهترین و نام آورترین اساتید نگارگری ایران است. ولی اساتیدی همچون استاد آقامیری و نیز اساتید جوان دیگری در این زمینه در تلاشند و بیشتر هم شده اند و در پیشرفت و اشاعه‌ی این هنر والا عاشقانه می کوشند.  دقیقاً با آثار ایشان وارد این عرصه شدم و همچنان که می بینید با تکنیک و سبک استاد فرشچیان فعالیت می کنم البته در حال تحقیق و تمرین در آثار ایشان هستم که به سبک و تکنیک جدیدی برسم کە البتە راه دشواریست. امید که در این مسیرموفق شوم.

 

هنر در شهرستانها مظلوم‌تر است. با این جمله چقدر موافقید؟ آیا متولیان فرهنگی برای استعدادهای جوان شهرستانی برنامه‌هایی اثربخش داشته‌اند؟

همین طور است. صد البته مظلوم تر از هنر در شهرستانها نیست. خیلی موافقم. وقتی در شهری فقر و بیکاری بیداد می کند، دیگر حس و روحیه ای برای توجه به هنر نمی ماند. هنر راه سخت و پرفرازیست. لازمه ادامه هنر، شرایط مالی مساعد و خوب است متاسفانه متولیان هنر در این زمینه هیچ تلاش وکوششی برای جوانان با استعداد این شهر نکرده اند و به سبب اینکه امکانات و شرایط ویژه ای در اختیار ندارند در مدت این چند سال هیج برنامه ای نداشته و بنده فقط به صورت خودجوش و انفرادی برای آرامش دل خویش دنباله رو هنر بودم. در اینجا لازم است بگویم که به عنوان هنرمندی کوچک دراین شهر هیچگونه شرایط و امکاناتی چه از ادارات دولت و نهادهای فرهنگی ندیده‌ام.

 

به عنوان یک جوان نوجو قطعا با اساتید هنر در ارتباط بوده اید؟ اصولا وجود استاد در رشته های هنری چقدر اهمیت دارد و اگر بخواهید از اساتید خود قدردانی کنید، کدام شان بیشتر به یادتان مانده است؟

بله ، با اساتید معدودی در ارتباط بوده‌ام و شاگردی ایشان افتخاری برای من است. دوران راهنمایی نزد استاد عزیزم آقای محراب پور که غیر از استاد هنری، ایشان معلم بنده نیز بودند، با تشویق ایشان انگیزه بیشتری برای ادامه راه هنری گرفتم. و در این راه به من کمک کردند. دوران تحصیل من به اتمام رسید بعد از دوران خدمت مدت کوتاهی نزد اساتید بزرگوار استاد رجبی و جناب حاصلی کە از اساتید دانشگاه هنرهای زیبای تهرانند، مفتخر شدم. قدردان همه آنان هستم و برایشان آرزوی سلامتی و سربلندی دارم.

براستی که وجود استاد، تاثیر بسزایی در پیشرفت و به ثمر رسیدن هنر یک شاگرد دارد. چه بسا خود استاد فرشچیان شاگرد اساتید معروفی چون حاج آقا امامی و استاد عیسی بهادری بودند و به چنین درجەای از استادی رسیدند.

 

مهمترین آرزوهایتان به عنوان یک جوان هنرمند چیست؟ چقدر برایشان برنامه ریزی کرده اید؟

راستش را بخواهید، مهمترین آرزوی من این است که شرایط و امکانات راحتی داشته باشم که بتوانم به هنرم برسم. برای یک هنرمند، سخت تر و غم انگیزتر از این نیست که دستش از فرصت‌ها و امکانات هنری کوتاه باشد. شرایط کاری خیلی سخت و فشرده، من و امثال من را آزرده است. دستم ازهنر کوتاه است. اسفبارتر اینکه این هنر زیبای ایرانی روبه فراموشی است و ایجاد زمینه های رشد و تعالی این هنر در جامعه به صورت یک ضرورت بر متولیان فرهنگی کشور واجب است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.