ورزش اول دیار پهلوانان تشنه‌ی پوست اندازی است / مه‌ته‌ڵ تیه‌ڵ زووران له‌ کرماشان

 

 

 

پدارم اسدی- صدای آزادی: کشتی یا همان «زوران» در زبان کوردی ورزشی است که با روحیه و خوی سلحشوری همراه است بر کسی پوشیده نیست که این خصلت تا چه اندازه با خون و گوشت کوردها عجین است. پس بدیهی ست اگر نام این ورزش که به میان آید، ناخوداگاه یکی از اصلی ترین پایگاه های آن را کرماشان بدانیم. مصداق بارز این انس و دلبستگی حضور بی نظیر مردمان این استان در مسابقات کشتی ست به گواه نه تنها ایرانیان که حتی تیم های خارجی پا به سالنهای کشتی کرماشان گذاشته هیچ تماشاگری در دنیا در عشق و شور وهیجان به کشتی به پای کرماشانی ها نمی رسد این را قهرمانانی چون «جردن باروز» امریکایی که تجربه حضور در کرماشان را داشته اند، بارها گواهی داده‌اند.

اما شاید عجیب باشد استانی که بالاترین سطح هواداری به این ورزش را دارد، هنوز در تاریخ ورزشی خود طعم کسب طلای بزرگسالان جهان را نچشیده است و خوش رنگ ترین مدالش از تاریخ کشتی یک نقره و یک برنز آن هم در سی سال پیش است. این را وقتی با 27مدال جهانی و المپیک مازندران که نه، حتی با استان هایی چون قزوین و گیلان و همدان که در دو دهه اخیر همگی صاحب مدال جهانی یا المپیک شده اند،  بسنجیم، به این نتیجه می رسیم که قافیه را به معنای واقعی در مدال آوری به رقبای دور و نزدیک کشوری باخته ایم.

از چند منظر کشتی کرماشان دچار آفت زدگی ست. اما هر چه هست، کسی نمی تواند دریای استعدادی که در این استان برای کشتی موج می زند، را انگار کند. این را ظهور ستاره های پر فروغ و سریع الافولی از کرماشان که همیشه یقه‌ی قهرمانان جهان و المپیک را در رقابتهای داخلی گرفته اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند خود به مسابقات جهانی اعزام شوند، ثابت می‌کند. تا جایی که می‌توان ستاره‌کش ترین استان برای ورزش کشتی را کرماشان نامید. ورزشی که نه تنها برای جوانان این دیار مدال آور نبوده است، بلکه در دهه های اخیر حتی زندگی شخصی بسیاری از قهرمانان کشتی استان را نیز به مخاطره انداخته و گاه استعدادهای درخشانی در کشتی کرماشان به سوی اعتیاد و زندان و مرگ و قتل و ناکامی کشیده شده‌اند.

کسانی چون: فریدون قنبری،  کیومرث رجبی، حجت تدور، رسول پیرمحمدی، بابک قربانی، عادل عجمی، عادل کرمی، سعید چاله چاله، رضا الفت پور، علی دلفانی، یاسر کرمیان، حامد رستمی و…ده ها کشتی‌گیر دیگر که همگی به دلایل گوناگون و حوادث دلخراش اما همگی در جوانی به کام مرگ رفته‌اند تا جایی که اگر به کرماشان لقب سرزمین جوانمرگان کشتی  را بدهیم،  دور از واقعیت نگفته ایم.

بی شک وضعیت اقتصادی و میزان بیکاری بر تمام ارکان یک جامعه تاثیر خواهد گذاشت و رتبه ی نخست بیکاری در کرماشان عوارض خود را هم بر ورزش استان گذاشته است و از آنجا که اکثریت علاقمندان به کشتی در کرماشان از قشر ضعیف اقتصادی و محله های حاشیه‌ای شهر هستند، خود گویای این واقعیت است که کشتی‌گیران این دیار از محیطی به تشک کشتی پا می‌گذارند که آبستن مشکلات و کاستی های اقتصادی و اجتماعی است.

بعد روانی در ورزش مسئله مهمی ست که هیچ کدام از روسای هیئت های ادوار گذشته چه از دوران محمد هیچی، اخوان محبی و هاشم درویشی و دیگر روسا به آن نگاه علمی و دانشگاهی نداشته اند. بروز خشونت در میان کشتی‌گیران کرماشان و حوادث اجتماعی که گاه بی گاه در طول سالیان متوالی دامان ستاره‌های تراز اول استان را گرفته است، زنگ خطر و آلارم همیشه روشنی بوده که نیازمند یک درک علمی و دانشگاهی از جانب متولیان کشتی استان است که بی درنگ از مشاور و روانشناس ورزشی کارآمد در کنار تیم های استان و سالن های کشتی این دیار استفاده کنند. اما به ضرس قاطع می‌شود گفت: ارتباط کشتی استان  با دانشگاه در این زمینه صفر بوده است.

محمد حسن محبی در آخرین اظهارات خود در حضور رئیس فدراسیون  در کرماشان  از دست در دست هم نهادن مربی و  کشتی‌گیر تیم ملی روی تشک کشتی پس از کسب مدال جهانی اظهار شکایت می‌کرد و چنین خوشحالی را ناپسند دانسته حتی از علیرضا دبیر می‌خواست که پیگیری کند این حرکات در تیم های ملی دیگر تکرار نشود. ایشان از دوران کشتی خود و زمانی که حتی جرات نگاه کردن در چشم منصورخان برزگر به عنوان مربی تیم ملی را نداشته به عنوان یک اصول اخلاقی پسندیده با افسوس یاد می‌کند که اکنون رعایت نمی‌شود.

این دیدگاه و این متد رفتاری مورد پسند آقای محبی که حداقل مربوط به جو حاکم در سی سال پیش از کشتی امروز است، خود تعیین کننده سبک و مدل مورد تایید رفتاری ایشان به عنوان  یکی از اصلی ترین چهره‌های  مدیریتی و مربیگری استان در ۲۰سال اخیر است و چون نگارنده سابقه حضور در کلاسهای مربیگری اخوان محبی در دهه هشتاد را دارد، به شکل عینی می توانم بگوییم که آقای محبی همین شیوه سربازخانه ای و ارتباط سرد میان مربی و شاگرد را در کلاس های مربیگری خود نیز پیاده می‌کردند و کشتی‌گیر رده سنی جوانان همواره بیش از اینکه تمرکز بر کشتی داشته باشد، استرس توبیخ و توپ وتشر نخوردن از ایشان را داشت و همین عدم ایجاد رابطه دوستانه بین مربی و شاگرد موجب شد در سالی که نفرات برتر استان در رده سنی جوانان در دوران ریاست هاشم درویشی به اخوان محبی سپرده شدند، تعداد زیادی از جوانان کشتی استان دیگر در جلسات تمرینی برادران محبی شرکت نکنند و باقی هم با دلسردی و تنها به امید قرارگرفتن در لیست تیم اعزامی استان به مسابقات المپیاد کشوری ایرانیان در تمرین حاضر بودند.

علم روز مربیگری سالها ست به بدنه کشتی کرماشان تزریق نشده است. این را اکثریت مربیان سالخورده و بالای پنجاه سالی که در سالن های استان فعالیت می‌کنند، گواهی می‌دهد. صد درصد تجربه لازم کار مربیگری است و کرماشان اساتید پیشکسوت مربیگری دارد که هر استانی دیگری در آرزوی داشتن چنین گوهرهای نایابی  هستند که قید نام این پیشکسوتان در این مقال نمی‌گنجد.

خسرو شهلایی مربی سازنده قهرمان جوانان جهان روزهای اخیر ما از آن دست اساتید است. اما به عنوان مثال دو تن از مربیان فقید شهر برادران، خسرو و یحیی محمدی بودند که به راستی در آموزش رده پایه استاد بی بدیل بودند قهرمانانی چون انشاءالله و ماشاءالله حسینی تربیت یافته رده پایه محمدی‌ها بودند.

در آموزش فن، اخوان محمدی تا حدی خبره بودند که گشتی‌گیران سطح اول استان های همجوار برای آموزش به کرماشان و نزد آنان می‌آمدند هیئت‌های کشتی به ویژه در دوران اخوان محبی هرگز از امثال محمدی ها بهره نبردند. با اینکه هم دوره دوران قهرمانی خودشان بودند و از علم ایشان آگاه. تا جایی که در برنامه «ورزش و مردم» آن زمان که رئیس وقت فدراسیون طالقانی بود، یحیی محمدی به صورت تلفنی این گلایه را به او رسانده و طالقانی روی آنتن زنده عدم معرفی و پیگیری رئیس هئیت وقت که آقای محبی بودند را دلیل عدم استفاده از مربیانی چون یحیی محمدی در رده پایه ملی و آموزشگاه ها عنوان کردند.

در سال‌های اخیر نیز کرماشان در سطح ملی مربی به کشور معرفی کرده است احسان امینی و رضا افضلی از مربیان خوب حال حاضر تیم ملی هستند. جالب اینجاست که خود احسان امینی علناً اعلام کرد پس از پایان دوران کشتی او از مدیران ورزشی استان و هیئت کشتی هیچ کس سراغی از او نگرفته است. امینی ۷ سال گذشته در عسلویه آتشنشان بود و مایه ناراحتی ست که پژمان درستکار از پتانسیل احسان امینی آگاه و شخصا به او درخواست همکاری با تیم ملی  می‌دهد اما در استان خودش ۷ سال کسی به او فکر هم نکرده است!.

امثال احسان امینی‌ها در استان ما بسیارند که مدیران کشتی استان باید روشن سازند که چرا حضور نسل جوانتر و دانشگاهی و باسوادتر در رده مدیریتی و مربیگری استان به پیش نمی‌رود؟

کشتی به شکل کلی در ایران ورزش پول‌سازی نیست اما وضعیت بیکاری و اقتصاد ضعیف کشتی‌گیران کرماشان دلیل اصلی عدم نتیجه گیری استعدادهای ما در رده سنی بزرگسالان است. در میان  چند استان‌ قطب کشتی همواره کرماشان ضعیف ترین عملکرد را در تیم‌داری و حضور در لیگ های کشتی دو دهه اخیر داشته به طوری که در اکثر لیگ‌های کشوری متولیان کشتی استان از تیم‌داری در لیگ ایران زبون بودند.

همیشه دست کشتی‌گیران استان از سفره درآمدزایی کشتی در لیگ کوتاه می ماند و چند ستاره محدود این استان مجبور می شوند برای تیم های  استان‌ دیگر کشتی بگیرند و مديران ما نتوانسته اند اندک کمک مالی که از قبل لیگ به زندگی کشتی‌گیر وارد می شود را برای قهرمانان تنگ‌دست کشتی مهیا کنند. حتی در سالهایی که بیژن نامدار زنگنه کرماشانی وزیر نفت بود، مدیران وقت هیئت کشتی که از قضا روابط خوبی هم با شرکت نفت استان داشتند، نتوانستند از حمایت مالی پتروشیمی یا شرکت نفت استان برای تیم داری و شارژ مالی استعدادها بهره ببرند و این عدم تیم‌داری کشتی ما در لیگ تقریباً عادت همیشگی شده که ضربه اصلی را کشتی‌گیران استان از آن خورده اند.

تمامی این نقاط ضعفی را که تا کنون برشمردیم در خود شهر کرماشان جاری و ساری ست اما جای غم‌انگیز کار آنجاست که وضعیت امکانات و مدیریت شهرستان های استان چندین برابر وخیم تر از مرکز استان است. رئیس هئیت علناً اعلام می‌کند به دلیل نداشتن بودجه حتی سرکشی و بازدید از شهرستانها را هم در برنامه خود ندارد.

می توانیم بگوییم کشتی در شهرستان های استان تقریباً مرده است و شما مقایسه کنید شهر کوچکی مانند جویبار که با تک مدال مهد ی حاجی زاده در حدود بیست سال پیش استارت مدال‌آوری در آنجا زده شد و تا به امروز به طور مداوم جویبار برای مازندران معدن طلای کشتی بوده است اما ما در هم دوره با حاجی زاده در شهرستانی مانند صحنه قهرمان جوانان جهان فریدون قنبری را به استان عرضه کردیم و امروز پس از بیست سال صحنه حتی در میان سه نفر اول استان در تمام اوزان حتی یک قهرمان استان نیز ندارد و جویبارکجای کشتی جهان قرار دارد؟ این است تفاوت حمایت و مدیریت هم جانبه و عاقبت استعدادسوزی و تخریب و کارشکنی و حسد در حق یکدیگر.

اوضاع کشتی کرماشان به قدری نامطلوب است که بسیاری از دلسوزان چاره کار «سبحان یاری» قهرمان جوانان جهان را در این می دانند که به کرماشان نیاید و تمرینات خود را در تهران و زیر نظر مربیان تهرانی امثال کاوه ادامه دهد تا مبادا به سرنوشت قهرمانان جوانان پیشین این شهر دچار گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.