حماسه پیکار دلیرانه یک ملت / نگاهی به رمان تاریخی بابک خرمدین اثر منصور یاقوتی

دشواری نوشتن درباره رُمانی 880 صفحه ای از اینجا ناشی می شود که در ایران، پدیده رُمان به درستی تشریح نشده و توضیح داده نشده است و به همین سبب این تَوَهم در عمل دامن زده شده که قطور نویسی یعنی رُمان! در حالی که رمان خلق یک زندگی کامل است و خلقِ شخصیت …
و اینکه، دانش آموزان دبیرستان، به پیروی از خانمی که هرماه یک رُمان عاشقانه و مبتذل می نویسند و با پول خود و یا فروش سکه های طلا یا میراث پدری یا سودکارخانه تولید« ماتیک» یا پودر انواع رنگ ها برای تبدیل موهای سیاه به طلایی…؛ یا فروش زمین های بی صاحب ….، چیزی قطور بر مبنای فیلم های آبدوغ خیاری هندی و سینمای مبتذل هند…روانه بازار کتاب ایران می کند که دختر مدرسه ای ها بگریند، آه بکشند، و منتظر شاهزاده ای باشند سوار براسب از آفاق دور که بیاید زیرپنجرهاتاق آنها گیتار بزند. و نویسنده اش خانم …، برپایه ناآگاهی، مدعی نوشتن رُمان باشد.اگرخواننده این نوع کتاب ها، برخی، به مطالعه آثار جدید و کلاسیک روی بیاورند، متوجه خواهند شد که همه ی آن شاهزاده ها،«دُن کیشوت» هایی بوده اند گریم کرده یا چهره های خود را با جراحی پلاستیک چین و چروک برداشته و جوان کرده !
رمان های بزرگ که قرن در قرن بر سرنوشت انسان ها تأثیرگذار می شوند، همچون « دُن کیشوت» هایی بوده اند گریم کرده یا چهره های خود را با جراحی پلاستیک چین و چروک برداشته و جوان کرده!
رُمان های بزرگ که قرن در قرن بر سرنوشت انسان ها تأثیرگذار می شوند، همچون «دُن آرام» اثر جاودانه میخائیل شولوخوف، « جنگ و صلح» از لئون تولستوی، «گاردجوان» از فادایُف، «آزادی یا مرگ» از نیکوس کازانتزاکیس، «خرمگس» از خانم اِتِل لیلیان وینچ، « رفیق » از ماکسیم گورکی، «خوشه های خشم» از جان اشتاین بگ، « سپیددندان» از جک لندن … و دیگر آثاری هم تراز با این آثار مانند «پابرهنه ها»، «باباگوریو»، «سرخ و سیاه»، و دُن کیشوت…
چنین آثاری زائیده ی چشم اندازهایی نوین از تاریخ بشری اند. یعنی خلق رُمانی به نام «دُن کیشوت» به قلم سِروانتس، در مقطعی از تاریخ آفریده شده که دوران پهلوانی تمام شده اینکه یکی به نام «رستم دستان» درایران و سرزمین مادها سوار بر اسب کوه پیکرش نقش آفرینی کند، یا قهرمانی به نام «زیگفریدو» در آلمان به جنگ اژدهای اساطیری برود و از خون اژدها روئین تن گردد، یا «روبن هود» با تیرو کمان در جنگل ها راه برعالی جنابان و کیسه های پُر از طلایشان بگیرد و ثروت آنها را به سود خاکسترنشینان مصادره کند…؛ آری ! دوران ظهور این پهلوانان به پایان رسیده و امروز، «مرد عنکبوتی» باید نقش آفرینی کند یا از شبکه های عنکبوتی سازمان های اطلاعاتی همچون « کا.گ.ب» مردی مرموز به نام «پوتین» باید بیاید و «پوتین» بر گلوی دریای خزر بگذارد !
می بینیم حالا که این تجربه ای موفق بوده، از عراق هم یک مأمور امنیتی زمام امور را به دست می گیرد که اوضاع آشفته را آرام می کند، لابد در فردای تاریخ، سازمان «سیا» هم یک کارگزار زبده خود را کاندید ریاست جمهوری آمریکا می کند… حالا خر بیار و باقالی بارکُن !… خوب، رمان هم نمی تواند چشمش را بر روی این اتفاقات تاریخی ببندد، تا در کدام رمان، کدام رییس جمهور امنیتی، توسط نویسنده ای که سینمای «هیچکاک» را خیلی خوب دیده و هضم کرده، قهرمان اول رُمان شود… رمانی البته تأثیرگذار و ماندگار …
خوب! … نمی شود که نویسنده ای ساختار رمان را نشناسد، درکی از بافت رمان نداشته باشد و تفاوت « داستان بلند» از «رمان» را نداند و رمان جدی و ماندگار بنویسد.
نخستین مجموعه داستان منصور یاقوتی با نام (زخم) در سال 1350 در شرایطی منتشر شد که روزگار رونق مطبوعات بود و انتشار نشریاتی که به ادبیات اهمیت می دادند مثل « تهران مصوّر»، «سپید وسیاه»، « فردوسی» یا به صورت تخصصی در حوزه هنر و ادبیات حرکت می کردند مانند: « آرش»، « هنر و ادبیات ، بازار» که نشریه ای بسیار وزین بود و در شهر«رشت» منتشر می شد، « جهان نو»، « رنگین»، و نشریاتی که یک شماره منتشر می شدند و به علت تندروی و چپ روی دیگر منتشر نمی شدند مثل «سهند» با مدیریت علی میرفطروس، … در هر صورت، روزگار رونق هنرو ادبیات بود و «جهش هنر شیراز» که اوج بالندگی موسیقی و نمایش بود.
اگر آثار ارزنده ای در قلمرو داستان و شعر و نمایشنامه و … منتشر می شد، منتقدان برجسته و نام آوری بودند که اثر را به درستی نقد و ارزیابی نموده، همچون : باقر مومنی، جلال آل احمد، هما ناطق ـ در حوزه تاریخ ـ، فریدون آدمیت، عبدالحسین زرکوب، در حوزه جامعه شناسی دکتر امیرحسین آریانپور، و نویسنده کتاب «قصه نویسی» و «طلا در مس» : دکتر رضا براهنی که به صورت تخصصی نقد ادبی می نوشت. صادق چوبک را او علَم کرد.
اما به تابلو سیاهی که «وضعیت امروز» بازار هنر و ادبیات نامیده می شود بنگرید:
مزرعه ای آتش گرفته و سوخته که از هر کرانه اش حریق پنجه براین سو و آن سو می کشاند که اگر درخت رشیدی ببیند آنرا طعمه لهیب خود ساخته و به خاکستر تبدیل کند. در چنین شرایطی، رمان 880 صفحه ای «حماسه بابک خُرّمدین» توسط انتشارات نگاه منتشر می شود که اگر این رمان در شرایط رونق بازار هنر و ادبیات دهه 50 منتشر می شد، دهها مقاله از بزرگان حیطه نقد و نظر درباره اش منتشر می شد و در دانشگاه ها و دبیرستان ها و تلویزیون ملی ایران علاقه مندان به رُمان، به ویژه رُمان های تاریخی و تخیّلی درباره زوایای مختلف رُمان باب نقد و نظر می گشودند.
رُمان « حماسه بابک خرّمدین» این گونه آغاز می شود :
« انگار انارستانی برافق ترکیده باشد، چراغدان خورشید برآمد و یالِ بلند کوهِ روبرو لاله گون شد. پرنه کوچکی آواز سرداد و روی شاخه های درخت آلبالو پرگشود .»
و رمان 880 صفحه ای این گونه به پایان می رسد :
بانوی قصه گو گفت :
ـ امشب می خواهم یک قصّه ی بلند که تا پایان زمستان ادامه پیدا کند برای شما بگویم …
فرزند ده ساله ی او که چشمانش از شوق و شگفتی می درخشید طاقت نیاورد و گفت :
ـ مادر! … من نام قصّه را می دانم!
مادر دستی بر سر فرزندش کشید و گفت :
ـ بگو چیست تا جیبت را پُر از کشمش و گردو کنم.
فرزند قصه گو رو به مردم گفت :
ـ حماسه بابک، اسطوره ایران زمین !
*
*
و طی 880 صفحه، قصه ی بزرگمردی از تاریخ ایران پایان قرن دوم هجری، یعنی هزار و دویست سال پیش روایت می شود که بزرگترین شورشی تاریخ بشریت است.
برای اینکه اهمیت جنبش بابک بهتر درک شود، ضرورت دارد که جنبش خرّمدینان با دیگر قیام ها و جنبش ها در سرتاسر جهان مقایسه شود از جمله جنبش اسپارتاکوس که سه سال طول می کشد، و قیام هایی مانند قیام «راپاتا»، گاریبالدی، در ایتالیا، پاندارک، عبدالقادر در الجزیره که مدت 14 سال برای آزادی کشورش با فرانسوی ها جنگید و سرانجام زندانی و مقتول گردیدو …
واقعیت این است که رزم بابک خرمدین به مدت 22 سال با خلفای بغداد یعنی مأمون قاتل امام رضا و برادر خودامین و با معتصم و غلام درگاهش سپهبد افشین، در تاریخ جهان از ابتدا تا امروز نظیر نداشته است. درواقع خلق رُمانی در 880 صفحه به این قلم، شاید کمترین کاری باشد در تجلیل از این بزرگمرد تاریخ ایران.
در رُمان « حماسه بابک خرّمدین» ده ها شخصیت، زن و مرد، به صورت زنده نقش آفرینی می کنند . و این سوای شخصیت های تاریخی است که نامشان در لابلای سطور اوراق کهنه تاریخ آمده مثل : بابک، افشین، مأمون، معتصم، همسربابک با لقب «کلدیه» شاید اهل «کدانیه» …
برای نوشتن رمان تاریخی ـ تخیّلی « حماسه بابک خرمدین» که یک پایش در تاریخ و پای دیگر در کرانه های تخیل بود، هزاران صفحه تاریخ مطالعه شده از نخستین گزارش های معتبر به قلم «ابوحنیفه دینوری» (دینور بخش شمالی شهر کنونی کرمانشاه است و در قرن دوم و سوم هجری، خود شهری آباد بوده، با گرمابه ها و خیابان ها و … ) که برای علل زوال آن دو روایت نقل می شود: هجوم هلاکوخان مغول و زلزله . تا آخرین گزارش توسط پژوهشگر و نویسنده گرانمایه سعید نفیسی . فهرست بخشی از منابع درآغاز کتاب آمده.
همچنین برای شناخت و درک درست از قواعد جنگ های روزگار کهن در دوره بابک، مطالعه ی شاهنامه فردوسی، نظامی گنجوی بخش مربوط به جنگ های اسکندر حتا شیوه نبرد یزیدیان و لشکر یزید با امام حسین(ع) و شیوه رجزخوانی و جنگ تن به تن.
حضور مأمون و معتصم و به ویژه افشین، از نسل پادشاهانِ «اسروشنه» در بخارا و سودای پادشاهی وزیگزاگ های او و نقشی که باید منافقانه بازی کند.
اما عرصه ی بیکرانه ی تخیّل … این عرصه برای هر نویسنده ای، عرصه ای خاص است.
نگارنده این سطور که از آغاز جوانی شیفته مبارزات بابک خرمدین بود، می دانست با اتّکا به تجرابِ محدود جوانی، هیچ نویسنده ای نمی تواند سراغ موضوعات چشمگیر تاریخی برود. تجربه می خواهد و «شناخت» و قلم پخته …، مطالعه بسیار وسیع در قلمرو رُمان، همچنین مطالعه بسیار درزمینه تاریخ.
این بود که 60سالگی را که پشت سرگذاشت، خدایان الهام سراغش آمدند که اکنون هنگام آن است که با چشمان باز و با احتیاط بسیار، سراغ یان قهرمان بی نظیر تاریخ ایران بروی: پیش از برداشتن قلم، یکبار دیگر همه ی رُمان های بزرگ جهان را بار دیگر مطالعه کردم. همچنین قصه های بی نظیر صد شماره «کتاب هفته» و همه یداستان های کوتاه ایران و جهان . و هر آنچه مطلب که نویسندگان قابل اعتماد درباره بابک نوشته . و سرانجام با اتکا به خداوند بزرگ و آفریننده ی هستی، با نام پاک یزدان و بخشِ آگاهِ ملت ایران، سطرِ نخست نوشده شد:
« انگار انارستانی بر افق ترکیده باشد…»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.