گفتگوی یک کارگردان تئاتر با صدای آزادی:حال تئاتر کرماشان خوب نیست!

 

اشکان میری-صدای آزادی: تئاتر صحنەی روان زندگی است. از دیرباز این هنر شناسنامه دار در قلب و زندگی مردمان دنیا جای داشتە و آن را بە مانند آینەی جهان نمای زندگی و جامعه میبینند. بە همین دلیل تئاتر را نە تنها بە عنوان سرگرمی بلکە بە عنوان محلی برای نگریستن بە جامعه از فضای خارج از آن و بروی سن، ارج مینهند. در جامعەای کە پر از دردهای گوناگون و معضلات پیچیدە است، تئاتر میتواند التیام و محلی برای تفکر و راە حل آن دردها باشد.
این روزها کە تئاتر کرماشان بە مانند جامعەاش رنجور و پر از درد است، بە پای سخن یکی از بانوان هنرمندش مینشینیم کە از مشکلات و حال تئاتر کرماشان برارمان بگوید. زری ماە طیوری، بازیگر و کارگردان تئاتر، متولد کرماشان است، کە تحصیلات آکادمیک خودش را در این هنر بە صورت تخصصی طی کردە است. ایشان برندەی بسیاری از جوایز هنری مانند بهترین بازیگر استان و همچنین بازیگر جشنوارەهای مختلف تئاتر ملی و بین المللی هستند. شما مخاطبان محترم صدای آزدی را بە خواندن این گفتگو دعوت می‌کنم:
-در ابتدا مشتاقیم مختصری از خودتان برایمان بگویید.
زری ماە طیوری هستم، فارغ التحصیل مقطع کارشناسی رشتەی تئاتر و کارشناسی ارشدم را هم در رشتەی پژوهش هنر و الان هم دوباره در همین مقطع بازیگری میخوانم. از سال 1385 کە بە کرماشان برگشتم بە صورت حرفەای بازیگری رو شروع کردم. در کسوت بازیگر حدود ۴۰ نمایش رو بازی کردم، حدود ٨ نمایش را کارگردانی کردم و در جشنوارەهای فجر، تئاتر بین المللی خیابانی مریوان و چندین جشنوارەی ملی و بین المللی دیگر هم شرکت داشتم کە حاصل این چندسال فعالیت، چندین لوح تقدیر و جایزە بودە است. الان هم مدیر و موسس آکادمی متد هستم کە برای اولین بار در کرماشان بە صورت تخصصی مجموعە هنرهای نمایشی را با چندین مدرس حرفەای کرماشانی را برای علاقەمندان و هنرجویان ارائە میدهیم.
-بە عنوان یک هنرمند زن کرماشانی، جایگاە بانوان در تئاتر استان را کجا میبینید؟
در این استان ما بازیگران توانمند خانم زیادی داریم کە بسیار هم پرتلاش هستند و فعالیت میکنند ولی آنچنان کە باید و شاید به تلاشهای آنها اهمیتی داده نمیشود و بیشتر در راهشان سنگ اندازی میکنند. نمونەاش هم آخرین اتفاقی بود کە برای نمایش خودم افتاد.
-چە اتفاقی افتاد؟
پس از آخرین اجرایم کە در سال 1398 و قبل از کرونا بود، متنی بە نام “و چند داستان دیگر” نوشتەی پیام لاریان را انتخاب کردم و پس از اخذ مجوز لازم تمرینها رو شروع کردیم. این نمایش یازده بازیگر داشت کە مجموعەای از پیشکسوتان حرفەای و هنرجویان خودم بود کە نە ماە مداوم برایش تمرین کردیم. بازبینی شورای نظارت را اجرا کردیم و کار تایید شد، اما سە روز مانده بە اجرا رییس شورای نظارت با من تماس گرفت و گفتند کە باید بازبینی مجدد انجام بشە، هرچند کە این کار خلاف اصول و قوانین بود ولی برای از دست نرفتن زحمات تیم، بازبینی مجدد را پذیرفتم. در بازبینی مجدد دوبارە کار تایید شد ولی در نهایت صبح روز اجرا با تماس مدیرکل ادارەی ارشاد و فرهنگ اسلامی کرماشان، نمایش توقیف شد.
-آیا دلیل خاصی هم برای این کار داشتند؟
آن موقع به من گفتە شد کە توضیح میدیم اما هیچ توضیحی ندادند، من برای پیگیری و شکایت از این فرآیند غیرقانونی بە تهران رفتم کە نهایتا آقایان لطف فرمودند و دو هفتە پس از آن، جلسەای تشکیل دادند. و در یک جلسەی سە چهارساعتە، آقای صفدری گفتند کە این متن با معیارهای من همخوانی ندارد! من بە ایشان گفتم کە این متن در زمان مدیرکل سابق و توسط شورای نظارت مجوز گرفتە اما ایشان فقط با گفتن اینکە “شورا اشتباە کرده” توضیح بیشتری ندادند و اضافه کردند تا زمانی کە من مدیر کل هستم “دوست ندارم این کار اجرا شود” آقای پلوک رییس شورای نظارت قبل از جلسه به من گفتند کە نهادهای امنیتی دستور توقیف نمایش رو دادند اما در هنگام جلسە ایشان هم حرف خودشان را تکذیب کردند!
ما حدود 40 میلیون تومان برای اجرای این نمایش هزینە کردیم کە هیچکسی حاضر نشد بابت توقیف نمایش خسارتی هم بە ما بدهد. حتی درخواست کردم کە بابت توقیف و یا بە گفتەی خودشان لغو نمایش نامەای بە من بدهید کە جناب اقای مدیرکل آن نامە را هم حاضر نشدند بنویسند. تمامی این اتفاقات در حالی رخ داد کە نمایش کاملا قانونی و دارای مجوزهای بازبینی و بازخوانی بود، و در بازبینی مجدد کە در حضور سە نمایندەی شورای نظارت و نمایندەی ادارەی ارشاد آقای برفی، رییس ادارەی امور هنری، انجام شد دوبارە بە صورت شفاهی بە من گفتە شد کە این کار بدون هیچ مشکلی میتواند بروی سن برود. ولی در نهایت با یک تلفن آقای رییس، ما مجبور شدیم دکور را جمع کنیم. ما برای اولین بار با همکاری شهرداری هفت بیلبورد در سطح شهر داشتیم و بدون اینکە خودمان اطلاعی داشتە باشیم همگی چند روز قبل از اجرا جمع آوری شدە بودند. این نمونەای از جایگاە فعالیت یک زن کارگردان در تئاتر کرماشان است.
-همانطور کە شما میگویید، جناب آقای مدیرکل با متن مشکل داشتەاند، آیا این متن برای اولین بار بود کە اجرا میشد؟
خیر! من با آقای لاریان نویسندەی متن تماس گرفتم و ایشان گفتند کە این متن برگزیدەی جشنوارەی فجر سال 96 است و در همین کشور در شهرهای اصفهان و تبریز اجرا شده، چطور است کە در آن شهرها مشکلی ندارد اما در کرماشان مشکل دارد؟ آقای صفدری از من خواستند کە متن توسط چند نویسندەی کرماشانی تغییر کند اما من اصلا زیربار نرفتم چون این متن خالق خود را دارد و تغییر آن بدون تایید ایشان کار ناپسندی است.
– بسیار خب… شما بە عنوان فعال هنری و حرفەای تئاتر، جایگاە این هنر را در شهر کرماشان چگونە می بینید؟
بسیار ضعیف، مهجور و فقیر! بە این دلیل کە هیچگونە حمایتی از سمت ادارە ارشاد در تئاتر نمی بینیم. مردم اطلاعی از اجرای تئاتر ندارن، و تنها راە ارتباطی مردم با تئاتر استان فضای مجازی است در حالیکە اگر در این شهر کنسرتی اجرا شود اگر در فضای مجازی هم متوجە کنسرت نشوید آنقدر در سطح شهر بیلبورد و بنر نصب میشود کە همگان میبینند، اما در تئاتر کاملا جریان متفاوتی برقرار است. وقتی تبلیغاتی وجود نداشتە باشد، مردم چگونە از اجرای تئاتر خبر داشتە باشند؟ اگر کسی بتواند رابطەای قوی با استانداری و یا شهرداری بگیرد میتواند بیلبوردی هم تهیه کند، هرچند کە این اتفاق داشت برای اولین بار می افتاد کە ادارەی ارشاد جلویش را گرفت. در غیر اینصورت دست هنرمندان تئاتر بە جایی بند نیست. تئاتر ما فعال است اما تنها تماشاچی‌اش هنرمندان و خانوادەی تئاتر هستند! چون بقیەی مردم اطلاعی از اجرای تئاتر ندارند! وقتی اگاهی رسانی درست و کافی نباشد پس جایگاهی هم برای تئاتر نمیتوان در شهر پیدا کرد. هر گروە تئاتری مستقلی کە برای حمایت از اجرایش بە ادارەی ارشاد مراجعە کند تنها با یک کلمه روبرو میشود: “نیست”!
علاوە بر این مشکلات، مشکل دیگر، سانسوری است کە در این شهر اتفاق می افتد. چند وقت پیش یکی از اعضای شورای نظارت در جواب سوالم کە پرسیدم چرا فلان اجرا در ایلام، اصفهان و… بە روی سن میرود اما اینجا توقیف میشود گفت کە اینجا شهر هفتاد و دو ملت است و ما باید حواسمان بە همه باشد! با تمام احترامی کە برای هنرمندان دارم ما حتی از پیشکسوتان تئاتر هم ضربە میخوریم! بسیار پیش آمده کە حرفهایی کذب را منتشر کردەاند کە فقط پاپوش و مشکل برای گروەهای دیگر درست کنند.
مثلا در مورد همین اجرای توقیف شدەای اخیر خودم، یکی از همین دوستان بە یکی از خبرگزاری ها گفتە بود کە یک نفر از اعضای گروە خودشان گزارش داده است کە تمرینات آن نبوده کە برای شورای نظارت اجرا شده!! چرا این پیشکسوت و هنرمند گرامی قبل از گفتن این حرف با خودش نگفتە که شاید در تمرینات اتُد انجام شده است. قبل از نمایش حتی یک اجرای عمومی، چطور به همچنین نتیجەای رسیدەاند؟
– یکی از ایرادهای اساسی کە بە تئاتر کرماشان وارد می شود این است کە موضوعات نمایش ها آنچنان با واقعیت جامعه و زندگی مردم سنخیتی ندارد. شما با این گفتە موافقید؟
بله! بە این دلیل کە گروههای قوی چند سالی است کە منزوی شدەاند. و دلیل اصلی این اتفاق هم دو دستگی هست که در بین هنرمندان تئاتر کرماشان ایجاد شده است.
ما چندسال در کرماشان دو انجمن نمایش داشتیم. یک انجمن انتصابی و یک انجمن نمایش کە مورد قبول مرکز بود.
– لطفا بیشتر در این مورد صحبت کنید.
بە دلیل مشکلاتی کە در انجمن نمایش بود مدیر کل پیشین گفت کە این انجمن را “دوست ندارم” (واژەی مورد علاقەی مدیریت فرهنگی کرماشان) و بە جای حل مشکل، یک انجمن انتصابی معین کرد کە هیچ وقت هم مورد تایید مرکز نبود. مثالی بزنم کە بیشتر روشن شود، من گروهی تئاتری را تشکیل داده بودم کە برای اخذ برخی مجوزها بە امضای رییس انجمن نیاز داشتم ولی اینجا هیچکدامشان زیر بار نمیرفتند، با تماسی کە با تهران داشتم باورشان نمیشد در این شهر دو انجمن نمایش داریم!! و گفتند کە ما فقط امضای رییس انجمن انتخابی را قبول داریم نە آنکە مدیر کل انتصاب کردە است.
بخش اعظم مشکلات تئاتر کرماشان مدیریت ناکارآمد و ناتوان است کە راە را برای فعالیت حرفەای بستە است.
در حال حاضر، بسیاری از جوانانی کە تازە بە دنیای تئاتر راە یافتەاند شروع به کار کردەاند، من با فعالیت جوانان هیچ مشکلی ندارم و اتفاقا خودم هم با بسیاری از آنان همکاری میکنم، اما باید راە را برای جوانی باز کرد کە اهل مطالعه باشد و بە درستی آموزش دیده باشد. متاسفانە باز گذاشتن راە تئاتر برای هرکسی کە تنها علاقەمند است و تخصصی ندارد، سم است. در حالیکە بسیاری از هنرمندان حرفەای و کار بلد تئاتر استان هیچ میل و رغبتی با این شرایط و اوصاف ندارند. وقتی همدلی و رحمی در صحنەی تئاتر نباشد چیزی هم برای ارائە بە مردم وجود نخواهد داشت. حال تئاتر کرماشان خوب نیست. چون حال هنرمندان واقعی اش خوب نیست.
– بە نظر شما چرا حضور بانوان در تئاتر کمرنگ شده است؟ آیا فقط این مواردی کە گفتید دخیل هستند؟
وقتی کە امر و نهی زیاد باشد و سانسور فشار بیاورد، میل و رغبتی برای فعالیت نمی ماند. بسیاری از بانوان باسواد و حرفەای تئاتر دیگر فعالیت آنچنانی ندارند، بحثی از تخصص در اینجا مطرح نیست اما تعمداً در حال سنگ اندازی در راە فعالین و هنرمندان واقعی هستند
– مانند بقیەی بخشهای جامعه، مهاجرت هنرمندان تئاتر کرماشان بە مرکز بسیار رشد کرده است، و خوشبختانە بسیاری از آنان نیز موفق هستد. شما دلیل مهاجرت را در چە میبینید؟ و چرا نتوانستەاند در شهر خودشان این درخشش را داشتە باشند؟
وقتی در شهر خودشان حمایت نمی ببینند، تخصصشان دیده نمیشود و حمایت مالی و معنوی نمیشوند دیگر دلیلی برای ماندن نمی بینند! وقتی کسی در شهر خودش میخواهد شرافتمندانە کار کند و نمیگذارند مجبور بە مهاجرت میشود. در تهران هم سختی وجود دارد ولی قطعا شرایط نسبت بە اینجا بهتر است. فضا برای رشد بیشتر است هرچند رقابت هم بیشتر میشود. فضای فعالیت در کرماشان بستە است و فشارهای عجیب و غیرقابل باوری کە بر هنرمندان وارد میشود، روح هنر را میکشد و هنرمند برای نجات خود و استعداد هنریش مجبور میشود ب جایی برود کە مجالی برای تنفس داشتە باشد. هیچکسی دوست ندارد شهر خودش را ترک کند اما وقتی مجبور میشوی کە بروی چارەای باقی نمیماند.
– همانطور کە میدانید در مناطق کوردنشین کشور جشنوارەها و گروههای تئاتری کوردی زیادی وجود دارند، اما متاسفانە کرماشان بە عنوان بزرگترین شهر کوردنشین هیچ سهمی از تئاتر کوردی کشور ندارد. بە نظر شما چرا هنرمندان تئاتر کرماشان فعالیتی در این زمینە ندارند؟
بله جای تئاتر کوردی بسیار خالیست. و بە نظر من، یکی از دلایل اصلی ان هم دو دستگی بین مردم این شهر است کە بە دوبخش فارس و کورد تقسیم شدەاند. و بخش دیگر آن هم این است کە بە دلیل گویش های کوردی متنوعی کە در کرماشان یافت می شود هرکس با هر گویش و لهجەای بخواهد نمایش کوردی را بە اجرا در بیاورد با هجمەای از انتقادات مردم و بقیەی هنرمندان روبرو می شود کە انگار تنها گویش خودشان درست است و بقیه اشتباە است. همین موضوع باعث شدە است کە دلسردی بزرگی بین هنرمندان کرماشان ایجاد شود کە رغبتی برای کار کوردی نداشە باشند، وگرنە ما در کرماشان هنرمندان خوبی داریم کە میتوانند کارهای خوبی هم بە زبان کوردی انجام بدهند اما بە دلیل بی مهری همکارانشان و بقیەی افراد تمایلی بە انجام کار ندارند. و واقعا جای کرماشان در جشنوارەهای تئاتر کوردی بسیار خالی است.
– و سخن پایانی…
موردی دیگر کە در تئاتر کرماشان بە چشم میاید، ثابت ماندن افرادی مشخص در شورای نظارت است کە همیشه حضور دارند اما افراد تحصیلکردەی تئاتر مرتب جایگزین میشوند و تغییر میکنند. این باعث از بین رفتن اعتماد هنرمندان هم می شود. برای سخن آخرم میخواهم بگویم کە تئاتر یک هنر زندەاست کە هیچ نیرویی نمیتواند آن را نابود کند. مطمئنم اگر کورسوی امیدی برای تئاتر باشد کە هست، نهایتا این امید است کە بر تاریکی خارج از دنیای هنر و تئاتر پیروز میشود. از شما و همکارانتان ممنونم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.