مرتضی حاتمی از کتاب تازه اش می گوید:کولبران نان و رنج

 

اگر مرزنشین باشی و خوابهایت طعم رنجهای کوردی بدهد، بدون شک واژه کولبر هم از عادی ترین و در عین حال تلخ ترین واژه هایی است که هر روزه با آن مراجه می شوی!. به تازگی نویسنده ی خوب صحنه ای مرتضی حاتمی کتابی را به اهتمام انتشارات شالگردن روانه بازار نشر کرده که به گونه ای ملهم از این واژه و زندگی حواشی آن است. وی از جمله نویسندگان خوشنام و پر کار این سالهای کرماشان است. در ادبیات داستانی برای این سامان تاریخی تلاش های بسیاری داشته و همچنان به عنوان یکی از کوشندگان شریف به فعالیتهایی اینچنینی مشعول است. با وی به گفتگو نشسته ایم تا کتاب تازه اش را بیشتر بشناسیم:

«کولبران نان و رنج» چگونه شکل گرفت؟
با آگاهی و شناخت و مطالعه و بهره گیری از دانش تجربیات خودآموخته و تمرکز در دنیای شخصیت ها…مثل همه ی داستان هایی که می نویسم، این کتاب ریشه در رنج و محنت و شادی و اندوه و امید انسان معاصر دارد.
«کولبران نان و رنج» در اندوهی به وسعت جغرافیای کولبران هموطن شکل گرفت. اندوهی که آغاز دارد، اما پایانی برایش قابل تصور نیست. شاید هم در حالتی امیدبخش، پایانی برای رنج و غم نان کولبران اتفاق بیفتد.
«کولبران نان و رنج» ادامهی تلاشی ادبی است برای بازتاب بخشی از دنیای همتباران کرد که زندگی و لحظات شان را با کولبری دنبال می کنند و می گذرانند. این مجموعه داستان مینیمال منتشر شد تا بخشی از رنج و همت و استقامت و تلاش آنان برای بقا و زندگی شرافتمند همراه با سختی های جانکاه در ذهن و حافظه ی انسان معاصر جاودانه و روایت کند.
«کولبران نان و رنج» تلاش دارد آیینه ای باشد صادق و صاف و بدون زنگار شعارزده گی در ادبیات داستانی معاصر. امیدوارم که سایر اهالی ادب و هنر این سوژه ی ناب را در آثارشان بازتاب دهند.
سوژه، ایده و موضوع داستان یکی از عناصر و موارد مهم و زیر بنایی در داستان نویسی است. در نگارش این کتاب چرا چرا به سراغ کولبران رفتید؟
همین طور است. انتخاب و پرداخت سوژه در داستان خیلی مهم و ضروری است. هر چه سوژه های داستانی تازه و خلاقه و جذاب باشد، اثربخشی متن و رضایت مخاطب و جاودانه گی اثر در ساحت ادبیات داستانی ماندگارتر خوهد بود.به همین خاطر در انتخاب موضوع محوری این کتاب به دنبال سوژه ای کلی و محوری بودم که تاکنون درباره اش کتاب و اثری منتشر نشده بود و اگر هم کتابی رسمی منتشر شده، واقعن بی خبرم.
اما کولبران… کولبران، هموطنان شریف، نجیب و زحمتکش که برای کسب نان و روزی حلال در شرایط بسیار سخت تلاش می کنند، موضوع و محتوای این کتاب است.
کولبران بخش از جامعه ی انسانی اند که معمولاً تلاش و رفتارشان در قاب دوربین های فیلمبرداری و گوشی های هوشمند نقش می بندند و گاه ممکن است خواننده ای کردزبان تصنیفی برای شان بخواند و گاه ممکن است جریان هایی سیاسی از اندوه و رنج شان بهره برداری کنند. ممکن است پژوهش هایی اجتماعی و اقتصادی در این خصوص صورت گرفته باشد، اما تاکنون در ادبی و قالب معمول داستان کوتاه و رمان درباره کولبران کتابی رسمی نوشته و منتشر نشده تا از زوایایی ادبی به آنان بپردازد.
ضمن آن که کولبران تصاویری گم شده اند در سرزمین ادبیات که تاکنون کمتر به این تصاویر توجه شده است. کولبران و کولبری ظرفیت هایی ادبی و هنری در قالب های مختلفی چون رمان مجموعه داستان، فیلم های داستانی و مستند و پژوهشی و حتی ادبیات غنی شفاهی و فولکلور نهفته است که می توان از این ظرفیت های ادبی و فرهنگی و هنری برای انتقال به مخاطبان بره های فراوان برد.
قالب این مجموعه داستان، مینیمال است. چرا این قالب نوشتاری را انتخاب کردید؟
آیا دلیل خاصی برای انتخاب این قالب در نگارش داستانک ها داشتید؟
عقیده دارم قالب مینیمال و گاه داستانک در حکایت های کوتاه بوستان سعدی و برخی دیگر از آثار منثور ادبیات کلاسیک(فیه مافیه، حکایت های عبیدزاکانی،مرزبان نامه و…) ریشه داشته باشد: «یکی از پادشاهان پارسایی را دید، گفت: هیچت از ما یاد میآید؟ گفت: بلی، هر وقت که خدای را فراموش میکنم.» (باب احسان) «دو چیز محال عقل است: خوردن بیش از رزق مقسوم و مردن پیش از وقت معلوم.» (باب آداب صحبت) «لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعل آن پرهیز کردم.» (باب اخلاق) و سایر نمونههایی دیگر از ادبیات ارزشمند و غنی کلاسیک که در حجمی اندک، مفهوم و محتوایی بزرگ را به خواننده انتقال می دهد و نویسندگان معاصر هم با تغییراتی در متن و ساختار داستان مینیمال را پدید آورده اند.
البته تاریخچه ای در ادبیات داستانی و هنر جهان برای این قالب هم تعریف شده که در مجال این گفت و گو نمی گنجد. داستان مینیمال قالبی کوتاه است برای بیان اندیشه ها و مفاهیمی که مورد نظر نویسنده است که معمولاً با ضربه هایی محکم در پایان همراه و اغلب از عناصری محدود بهره مند است. اما انسان امروز به شدت مجازی شده! دنیای مجازی، ساختار رفتار و تفکرات و اندیشه ی انسان را به شدت تغییر داده و زندگی در این فضا شکل خاصی به خود گرفته است.
فضای مجازی در این چند سال اخیر تاثیرات خاصی بر فرهنگ کتابخوانی گذاشته که انسان کمتر به سراغ کتاب و مطالعه برود و اغلب به سراغ کتاب های صوتی برود، زیرا دیگر حوصله و فرصت خواندن آثار بلند و پرحجم را ندارد. امروزه خوانندگان رمان های پر حجم و اشعار طولانی در قالب های مثنوی و قصیده خیلی کم شده اند و زندگی انسان خیلی مختصر شده و اوقات فراغتش محدود شده و به سمت و سوی کتاب های صوتی و اپلیکیشن ها مسیر ذائقه اش عوض شده.
تجربه ی کتاب قبلی ام (کرونا؛ آتش بدون دود) که مجموعه ای از 44 داستان مینیمال با محور و موضوع کرونا بود که به سرعت به چاپ دوم رسید، نشان از اقبال جوامع هدف به سوی آثار در کیفیت بالا و حجم پایین داشت. به همین خاطر تلاش داشته ام که تعدادی از آثارم را در این قالب بنویسم و (کولبران نان و رنج) در همین قالب متولد شده است.
نکته ی دیگر آن که کوتاه نویسی و کوتاه سرایی(رباعی و طرح و…) به عنوان قالب هایی مؤثر در این زمینه مورد توجه قرارگرفته است، البته نه به گونه ای که محتوا و اندیشه فراموش و مضمون و پیام فدای قالب و تکنیک شود.داستان مینی مال دارای محدودیت های چون زمان و مکان و شخصیت و حادثه است و قرار نیست که در این حجم اندک به سایر عناصر دیگر پرداخته شود.
نکته ی دیگر آنکه برخی از آثار منتشرشده ام در این قالب برای نوجوانان با نام های: «شلیک به عُقاز» و «راز جنگل بلوط» کتابهایی اند که در قالب داستان مینیمال که در آنها تلاش داشته ام با رعایت ساختاری این قالب، اندیشه ها و مفاهیم مورد نظر را با زبان داستانک به مخاطب انتقال دهم.
آیا تکنیک خاصی در این مجموعه به کار برده اید؟
نه. تکنیک خاصی در نوشتن این مجموعه به کار نبرده ام، اما تجاربی خلاق و تازه و متفاوت اما با آگاهی در برخی از داستانک ها به کار برده ام که با ذائقه ی مخاطب امروز همراهی می کند و نوآوری هایی دیده می شود.
از این کتاب بگویید.
در80 صفحه و تیراژ 500 جلد و از 63 داستان مینیمال تشکیل شده که هر اثر دنیایی خاص دارد. ناشر جوان (نیما معماریان) این کتاب که خود شاعری نوگرا، موسیقیدانی خلاق و ناشری جدی است و در حوزه ی نشر به دنبال کیفیت و خلاقیت در متن و تکنیک می گردد و تاکنون در این مدت کوتاه راه اندازی نشر شالگردن آثاری جدی و عمیق در حوزهی ادبیات (شعر و داستان) بزرگسال منتشر کرده، سرمایه گذاری چاپ و انتشار و توزیع کتاب را متقبل شد تا در فرایندی حرفه ای و جدی کتاب را در کیفیتی شکیل منتشرکند و البته به خوبی به وعده هایش عمل کرد.
(کولبران نان و رنج) در دنیای کم رونق کتاب و کتابخوانی متولد شده شاید بتواند کمی فضای خوانداری ذائقه ی جامعه را تغییر دهد.البته امیدوارم…چون در این آشوب بازار کتاب که هر متن خام و بدمحتوایی به سرعت به کتاب تبدیل می شود و ادعاهای کاذب و پرادعا جریان کوتاه و ناماندگاری را به وجود می آورند، تکلیف آثار ادبیات متعهد خود به خود روشن است!
ضمن آن که قرار است در چاپ بعدی توسط یکی از مترجمان نام آشنای ادبیات کردی، کتاب با تصاویر و طرح هایی از دوست هنرمندم «بشیر نظری» همراه و به صورت دو زبانه (کردی-فارسی) منتشر شود.
چه مفاهیمی محتوای کتاب را در بر می گیرد؟
این کتاب از دنیای هوطنان کولبر و سختی ها و مشقت های کاری، عشق های دوسویه، نوع دوستی و همدردی، احترام به طبیعت عناصر موجود در آن و حرمت و تکریم سرزمین، تلاش و همت و پشتکار، وطن دوستی و عشق به آب و خاک و زادبوم، مفاهیم و ارزشهای اخلاقی و انسانی، فرهنگ غنی شفاهی و… در قالب داستان مینیمال می گوید.
آیا گزارش نویسی و خاطره نگاری در داستان هست؟
داستان چیزی نیست جز بازتاب عواطف و احساسات و تجربیات و ادراکات زندگی انسان معاصر. گزارش و خاطره هر کدام قالبهایی اند در ادبیات و مخاطبان خود را دارند و از ساختار خاصی پیروی می کنند، اما این که در نگارش این کتاب گزارشنویسی و خاطرهنگاری کرده ام.
خیر…تلاش داشته ام به بهره گیری از تجارب سال ها نوشتن و مطالعه ی جدی در حوزه ی ادبیات داستانی از عناصر مصوب داستان مینیمال در نگارش و پرداخت این کتاب به خوبی بهره ببرم و به دام شعارزده گی نیفتم.ضمن آن که در این مسیر هیچ گونه خاطره ای ندارم؛ اما تلاش کرده ام واقعیت های دنیای شخصیت های داستانک ها بر محور تخیلات کاذب و شعار نچرخد.
نقش اهمیت و کارکرد و وظایف ادبیات در زندگی انسان در بازگو کردن مشکلات اجتماعی را چگونه تبیین می کنید؟
بحث ادبیات در زندگی اجتماعی انسان بحثی ریشه ای و البته بسیار مهم است. ادبیات در برابر رنج و محنت و شادی انسان معاصر وظیفه ای تاریخی دارد و ثبت و انتشار درد و اندوه و اراده و عشق و حماسه و وطندوستی در قالب کتاب توسط اهالی قلم، یک وظیفهی انسانی و غایی است. مگر نه این است که ادبیات متعهد، برای همیشه ماندگار است و هرگز رنگ و بویی کهنه به خود نمی گیرد.
در طول تاریخ نقش ادبیات در آگاهی بخشی به انسان و بالندگی ذهنی و فکری و اندیشه ای مخاطب نقشی انکارناپذیر بوده و در کنار سایر کارکردهای دیگر همچون: تقویت التذاذ ادبی و بالابردن سطح دانش و معلومات خوانداری و دانش افزایی و بیان مفاهیم زیبایی شناختی و اندیشه های زیبای بشر، سطح شعور و فرهنگ و دانش بشر را هم بالا برده است. ادبیات روح انسان را لطیف و زیبا می کند تا در بازتاب هایی هنرمندانه جلوه های انتزاعی زیبا را در ذات انسان نهادینه و ته نشین کند و این که به قول صادق هدایت: (قصه یک راه فرار برای رسیدن به آرزوهای ناکام است.) و ما در ادبیات به دنبال رسیدن به آرزوهای ناتمام و ناکام خود هستیم.
اما در کتاب «کولبران نان و رنج» تلاش داشته ام با واکاوی دنیای شخصیت های محور، از هنر ادبیات و ابزار کلمه برای بازتاب لحظه ها و بخش هایی از دنیای این عزیزان هموطن و هم زبان بهره ببرم و با بهره گیری از قالب مینیمال، دریچه ای تازه به دنیای مخاطب با موضوع و محوریت کولبری و کولبران بازکنم.
به مخاطب امروز نوع زندگی و معیشت و تلاش برای بقا و معاش و زندگی یک کولبر که ممکن است زنی باردار باشد و یا نوجوانی 14 ساله و دانش آموز، یا پیرمردی با مو و سبیلی سفید و زردشده از دود سیگار دستساز و یا هموطنی معلول و یا فارغ التحصیلی از مقاطع بالای علمی که از سر درد و نیاز و فقر به انجام این کار سخت و جانفرسا روآورده.
این نوع زندگی را نشان دهم. مخاطب امروز بایستی بداند که ادبیات متعهد از احوال و اقوام مخاطبانی که تریبون و رسانه ندارند، غافل نیست. زیرا یکی از کارکردهای ادبیات که معمولاً کمتر به آن پرداخته می شود، رسانه ای بودن آن است. «کولبران نان و رنج» برای نشان دادن محنت و امید و رنج و وطن دوستی هموطنان کولبر در قالب یک کتاب مستقل به میان جامعه آمده است.
سخن پایانی؟
اول آن که اشارتی به این حکایت کوتاه از «اسرارالتوحید» می کنم:«خواجه عبدالکریم، خادم خاص شیخ ابوسعید ابی الخیر بود. گفت: روزی درویشی مرا بنشانده بود تا از حکایت های شیخ ما او را چیزی می نوشتم. کسی بیامد که تو را شیخ می خواند، برفتم. چون پیش شیخ رسیدم؛ شیخ پرسید که چه کار می کردی؟ گفتم: درویشی حکایتی چند از آن شیخ خواست، آن را می نوشتم. شیخ گفت: ای عبدالکریم! حکایت نویس مباش؛ چنان باش که از تو حکایت کنند.»
واقعاً چنان باشیم که از ما به عنوان «حکایت نویس یاد نکنند، چنان باشیم که از ما حکایت کنند.» وقت اندک است و زمان محدود. فرصتی برای تأمل و ایستایی و سکوت نیست. تلاش کنیم با آفرینش آثار درشت مایه و غنی در مخاطبان، اندیشه محوری و خردمندی و دانایی و انسان مداری را تقویت و تلاش مان بر آن باشد که ادبیات جدی و خلاقه و متعهد بزرگسال را بیشتر و بهتر و گسترده تر در میان جامعه ترویج و تقویت کنیم.
و آخر اینکه نمی توانم در پایان این گفت وگو از تلاش و تعهد «جلیل آهنگرنژاد» شاعر و مدیر هفته نامهی «صدای آزادی» و سایت ارزشمند «بلوط» که سال هاست برای توسعه و رونق و معرفی ادبیات فارسی و کردی استانمان کرمانشاه تمام وقت و فارغ از هر زنده باد و مرده باد تلاش می کند و «نیما معماریان» ناشر جوانی که دلش برای بالندگی و اعتلای ادبیات معاصرمان می تپد و در شرایط سخت کرونازده ی هنر-صنعت نشر، «شالگردن» را مدیریت می کند، یاد نکنم و به احترام شان تمام قد بلند نشوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.