قهرمان سینمای ایران / نازنین رحمان آبادی

 

هنر متعهد زبان و رنگ و بوی خودش را دارد.تمام قد در کنار جامعه و مردمش ایستاده و با صدای رسا برای آنان دادخواهی می کند.اما بی شک زبان هنر قداره‌کشی و عربده زنی نیست.هنر متعهد مثل ماری خوش خط و خال عمل می کند.با تصاویر و دیالوگ های زیبا در مقابل چشمان مخاطبش آنقدر چرخ می زند و دلفریبی می کند که خاطره ای لذت بخش در ذهن آنان بجا می گذارد و در نهایت عاملان دردها و ناکامی‌ها را نیش می زند.همین حد هوشمندی در خلق اثر، گویای تعهد هنرمند به جامعه اش است.

قهرمان جدیدترین اثر فرهادی است که به اسکار 2021 راه پیدا کرده و منتظر رقم خوردن سرنوشتش در این جایزه ارزشمند جهانی است.مسئله فرهادی در این فیلم قضاوت است.قضاوتی بی رحمانه که هیچ کس از آن در امان نیست.خواه ثروتمند باشد یا فقیر،دکتر یا نانوا.همه‌ی مردم در هر شرایط و موقعیتی زمین خورده‌ی قضاوت های دیگران هستند.

در این فیلم، امیر جدیدی با بازی درخشانش در نقش رحیم، مردی تنها، درمانده و ساده لوح است که چیزی برای از دست دادن ندارد.او زندانی مغروضی است که برای دو روز به مرخصی می آید.دوست دخترش کیسه پول و سکه ای را که پیدا کرده به او می دهد.با هم برای فروش سکه ها به طلا فروشی می روند.رحیم از فروش سکه ها پشیمان می شود و تصمیم می گیرد سکه ها را به صاحب اصلیش برگرداند.از این نقطه است که فیلم اوج می گیرد و رحیم در طی فیلم رفته رفته به قهرمانی سرخورده بدل می شود.در زندان با مسئولینی مواجه می شود که برای پاک کردن اذهان عمومی از عملکرد سیاه خودشان، می خواهند از او قهرمان بسازند و در بیرون از زندان عده ای دیگر برای رسیدن به منافع خود او را از اریکه قهرمانی به زیر می کشند.اصغر فرهادی با کارکرد درست و هوشمندانه از فضای مجازی و نقش رسانه در زندگی امروزه به خوبی نشان می دهد که این روزها به واسطه‌ی فضای مجازی به راحتی زندگی خصوصی مردم در ویترین نمایش مقابل چشم و قضاوت همگان قرار می گیرد.و این قضاوت های ناعادلانه می تواند فردی را حتی از زندگی معمولیش به قهقرا بکشاند.رحیم قهرمانی تنهاست که در طی فیلم هربار می خواهد کاپ قهرمانی را بالای سر ببرد با سوء استفاده و قضاوت ناعادلانه دیگران آن را از دست می دهد.اصغر فرهادی در ساختار فیلم نامه قوی اش دو گروه شخصیت را خلق کرده که چه در جبهه مخالف باشند و یا در جبهه موافق قهرمان، هر دو گروه در تنگناهای اجتماعی برای گذران زندگی روزمره اشان هستند.هر کدام با دست درازی های مالی یا آبرویی به رحیم دنبال ریسمانی برای چنگ زدن و رسیدن به مطلوبشان می باشند.و قهرمان فردی ناتوان است که باید بار این آشفته بازار را به تنهایی به دوش بکشد.به جای همه حرف بزند و دادخواهی کند.

فرهادی در فیلم جدیدش دنیای متفاوت و تازه ای خلق کرده و نسبت به آثار قبلیش حرف نویی را می زند.اما بعضی از عناصر در این فیلم همان کارکرد و جایگاهی را دارند که در فیلم های قبلی او نیز داشته اند.مثل زن و بچه. زن در تمامی فیلم های فرهادی بحران زده،سرخورده و تنها است اما وفادار به تعهدش مانده. حتی اگر دستخوش تلخی ها و دردها شده باشد.بچه ها افراد معصومی هستند که ناخواسته پایشان به جنجال های خانوادگی و ناکامی های آنها باز شده و رفته رفته پاکی و مظلومیتشان دستخوش تغییر شده است.در فیلم قهرمان با تحول شخصیت اصلی در پایان، کارکرد بجای شخصیت پسر رحیم به تصویر کشیده می شود.قهرمان سرخورده این بار اجازه نمی دهد از سادگیش سوءاستفاده شود و فرزندش ابزاری برای سودجویی دیگران باشد.نکته ی دیگری که ذهن مخاطب را درگیر می کند مجهول ماندن هویت زنی است که خودش را صاحب سکه ها معرفی می کند و تا پایان این کشمش باقی می ماند، آیا سکه ها به دست صاحب اصلیش رسیده یا آن زن هم مثل بقیه از ساده لوحی رحیم سواستفاده کرده است.

و پایان بندی درخشان فیلم که بازگشت قهرمان به زندان و حصر تحمیلی جامعه است.به امید موفقیت در جایزه اسکار امسال برای قهرمان سینمای ایران.

 

انتشار در هفته‌ نامه‌ صدای آزادی 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.