شاعری کە نامش شعردل است / مسعود قنبری

نگاهی بە شعر شیردل ایلپور

اگر بپذیریم که شعر، نوعی برداشت و طرز تلقی خاص، از زندگی و هستی و تجلی آن در زبان است؛ می توان «شیردل ایلپور» را از خاص ترین شاعران امروز ادبیات کوردی دانست. شاعری با دستگاه فکری خاص و زبان شعری مختص به خود، که سالهاست نجیب و مستمر و به دور از هیاهوهای رایج و مبتذل، به کار خود تداوم داده و آثار ارزشمندی آفریده است.

ایلپور شاعری است که به اصالت کلمات توجه بسیار دارد و شخصیت واژگان را به خوبی می‌شناسد و برخوردی ویژه با زبان دارد. او با شناخت عمیق از زبان، دامنه واژگانی گسترده و ادراک تازه از شعر، توانسته فضا و زبانی خاص خود خلق کند. فضا و زبانی که نشان از هنجار گریزی و عادت ستیزی او دارد و اینکه که او، برعکس بسیاری از کم مایگان پرمدعای امروز، در دام عوامزدگی و اقتضائات آن گرفتار نشده و برای هنرش حرمت قائل بوده است.

در نگاهی کلی، شعر ایلپور، فضا و زبانی از یکسو آرکائیک و در بستر تاریخ و اسطوره و باورهای بومی با بن‌مایه‌های فلسفی با استفاده از واژگان کهن داشته و از سوی دیگر با زندگی و جامعه امروز و دغدغه‌های امروزین با استفاده از واژگان امروزی تر، گره خورده چنانکه حتی از آوردن واژگان بیگانه که محصول جهان مدرنند ابایی ندارد.

واژگانی مانند پاسپورت، سوبسید، تکست، پاساژ، بانک و… و مخاطب با خواندن شعر، مدام بین گذشته و حال، در تکاپو و رفت و آمد است. در شعر ایلپور، واژگان کهن به خوبی در تار و پود زبان جا خوش کرده و حتی در خدمت بیان مفاهیم نو و امروزین قرار می گیرند و در واقع شاعر، احساس و شور و تپش شعرش را به ریشه های غنی و پر مایهٔ زبان گذشته پیوند زده و موفق به خلق زبانی شده که برای مخاطب عام، دشوار و دیریاب و برای مخاطب خاص، آموزنده و پر از لذت کشف است.

در بسیاری از شعرهای ایلپور، غمی اسطورەای و یأسی تاریخی وجود دارد. غمی جانکاە کە از آمال و آرزوهای بر باد رفتۀ مردمان این دیار حکایت دارد. با اینحال او نگاهی پرسشگرانە و لحنی معترض داشته و اگر از نامیدی دم می زند اما تسلیم و شکست خوردە نیست.

اجازە بدهید بە جای کلی گویی، بە یکی از شعرهای ایشان، نظری بیفکنیم. شعر «وا» از دفتر «لەێ شێعرە بێزارم ک شەمسیە»  شعری کە عنصر محوریش «وا» یعنی باد است. «وا» در ابتدا هویتی واقعی و طبیعی دارد. هر چند که از همان ابتدا شعر با تصاویری درخشان، در فضایی سوررئال با مفهوم «وا» پیوند میخورد اما این باد، همان بادی است که هر کسی آن را تجربه کرده و می شناسد. اما هرچه جلوتر می رویم، نقش محوری «وا» در شعر بیشتر می شود و ما نیز همراه باد، در قلب کشتزاران گندم و جنگلها و دریاها و بیابانها سفر میکنیم و مفهوم «وا» اوج می گیرد و از عنصری طبیعی و واقعی به مفهومی استعاری و سمبلیک تبدیل می شود.

ضمن اینکه نباید فراموش کرد که در اساطیر کهن، باد از کهن الگوهای مهم و از ایزدان به شمار می رود. در بُندهَشن، جان با باد پیوسته است و در دوران باستان وایو، حد فاصل جهان تاریکی و روشنایی بود و دو جنبه داشت. یک جنبه نیک و یک جنبه بد که وظیفهٔ وای بد، جدا کردن جان از تن بود.( شاید به همین دلیل باشد که زنان کورد هنگام سوگواری وای وای می گویند و ریشه در این اسطوره داشته باشد.)

در واقع، وا تبدیل بە مرز بین رویدادهای زمانە با ذهن و درون شاعر و آرزوها و رویاهای او می شود.  در این شعر نیز «شەماڵ و  زەلان و گەردەچۊچان» هر کدام معنا و کارکرد خاصی دارند. “شەماڵ” بار معنایی و کارکرد مثبت دارد و در فصل خرمن به کمک دهقانان می آید. اما «زەلان» و «گەردەچۊچان» نماد سرما و غارتگری و ویرانی اند.

در ادامه باد قوانین محدود کننده و سرکوبگر را زیر پا می نهد. قفل مرزها را می شکند و قلبها و دستهای جدا شده از یکدیگر را، به هم پیوند می زند و در پایان شعر، تمامی بادها، در یک نام و یک شکل، یعنی «وا» یکی می شوند و «وا» مفاهیمی چون رهایی، آزادی و یکی شدن را تداعی گر می شود. شعر پر از تصاویر نو و عجیب و دارای موسیقی زیبایی است:

لە خۊنم شەن کەن/ لە هەر دو لاوە/ هەگ زەلان ئەڵکەێد/ خۊنم بیەن وە تک بەێداخ واوە/ هەگ شەماڵ دەمیەێد..

و یا کمی جلوتر:

دەس دارەیل تەکنێد وا/ لوو لوو گەنم جاڕەیل شەکنێد وا/ هەیۊرات داوان دۊیەتەیل ڕوواکنێد وا…

کە فضایی سیال، حسی و تاثیرگذار می آفریند. ترکیب‌هایی مانند «وارانەیل سەرشێت»، «کڕیوەیل بێ ویزا»، «وارانەیل بێ پاسپورت» و… در نوع خود تازە و بدیعند ضمن اینکه دو واژه «واران» و «پاسپورت» ترکیب جالبی ایجاد کرده اند که دارای سفیدی متن بسیاری است که نشان از برخورد مدرن ایلپور با زبان دارد.( نه به خاطر کلمه پاسپورت، بلکه به خاطر مفاهیمی که این ترکیب در ذهن ایجاد می کند.)

به هر روی، ایلپور شاعری است با دانش و آشنا با ادبیات ایران و جهان که هیچگاه شعر برایش تفنن نبوده. شاعری آوانگارد، هنجار گریز،  با ادراکات تازە شاعرانە و دغدغەهای انسانی و فلسفی و زبان شعری خاص خود، شاعری که لحظات خاص خود را میسراید و من برایش احترام بسیار قائلم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *